نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها

نوشته های شخصی محمد جباری؛ یک روزنامه نگار

 

...

*...تنها در سرماي جاده اي انتهايش ناپيدا... اما اميدوار...كسي در ته جاده به انتظار نشسته ااست...

*...اينجا صدايه ناله يك بچه مي ايد...
... دختربچه اي كه حدودا 5 سال دارد در حالي كه دستان و پاهايش با طناب كشي بسته شده از نرده اويزان است.در دهان او پارچه اي كرده اند و دور دهانش را نيز بسته اند...دخترك كه زينب نام دارد ...اثار سوختگي و بريدگي در كف پاي دخترك وجود دارد و نشان مي دهد كه او شكنجه شده است...مادر دخترك به شكنجه و آزار دخترك اعتراف مي كند
نمي دونم چهره زينب رو تو تلويزيون ديديد يا نه ؟اينقدر ناز و معصوم بود كه من نمي دونم اين به اصطلاح مادر با چه دلي اين زخمارو بر جسم دخترش وارد كرده.چطوري حاضر شده اشك تو چشايه اين بچه جمع بشه؟ اخه گل كه زدن نداره بي انصاف.پر پر كردن گل كه هنر نمي خواد . زورت به دنيا نمي رسه سر اين بچه خالي مي كني ... من نمي دونم چرا شورا نگهبان طرح مجازات پدر مادرايه كودك ازار رو مخالف شرع تشخيص داد اما اينو مي دونم كودكايه زيادي تو اين شهر تو اين كشور زير دست يه سري سنگدل دارن مي ميرن. جسمشون به درك . روحشون داره نابود ميشه. كسي به فكر اونا هست؟...


*...اين هفته دو تا ميان ترم داشتم. اصلا هم نخونده بودم.گفتم تا سه شنبه كامپيوتر و اينترنت و بلاگ ممنوع تا يه ذره درس بخونم. اما مگه مي شد تحمل كرد. هر لحظه مي خواستم بيام پايه كامپيوتر اما تحمل مي كردم اما بالا خره يكشنبه با هزار تا گول ماليدن بر سر مبارك كه فقط 5 دقيقه عهدو شكونديم و... 5 دقيقه همانا و يك ساعت ونيم پاي كامپيوتر نشستن و بعدش هم ديگه چشم خسته شده براش بده! درس بخونه لالا...اين دانشگاه همه چيش خوبه به جز امتحاناش! اگه امتحان نمي گرفتن كه ديگه بهشت بود!

*...بعد از دو ساعت امتحان دادن و با يه سري عدد ور رفتن كه به هيچ صراطي مستقيم نيستن(نمي دونم چرا به بعضي مسئله ها دعا معا اثر نمي كنه .مسائل ملحدي! هستن حرف خدا پيغمبر تو گوششون نمي ره!) اگه گفتين چي مي چسبه؟..............ادم چت كرده و مخ داغون بياد بيرون بعد ببينه هوا معركه است معركه به معنايه واقعي.بعد از يه بارون درست حسابي يه مه خيلي خوشگل كل دانشگاه رو گرفته باشه.نور چراغا تو تاريكي هوا تو مه پخش شده باشه ؛انگار ستاره ها رو ريز كرده باشن تو هوا؛خنكاي هوا قلقلكت بده و تو دانشگاه هم هيچ كس نباشه. انگار همه اين فضارو اماده كردن برا تو .فقط برا تو تا توش غرق بشي و.... اون لحظه يكي از لحظه هايي كه مي فهمي چه خدايه معركه اي داري...

*...فيلم اين هفته سينما 4 رو از دست نديد: تلالو يا به قول فرنگياshining يكي از بهترين فيلمايه استنلي كوبريك.يه فيلم ترسناكه روانشناسانه معركه(خودم فيلمو نديدما!).البته
علاقه مندان فيلمايه ترسناكه جديد امريكايي كه توشون دل و روده بيرون مي ريزن مطمئنا از ترسناكي فيلم خوششون نمياد!

*... اگه خدا بخواد مي خوام شروع كنم از اولين روزايه دانشگاه و برزخايي كه طي كردمو برزخايي كه توش هستمو بنويسم.مي خواستم الان بنويسم ...اينقدر هوا با حاله كه ادم حيفش مياد ياد خاطرات تلخش بيفته.باشه تا بعد...



  
نویسنده : محمد جباری ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٩/٢٠
تگ ها :