نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها

نوشته های شخصی محمد جباری؛ یک روزنامه نگار

خدا جون دوست دارما....حرفامو به دل نگيري.........

......

*...در هراس تنهايي....سرگرداني...و گم شدن تو حجم سياه دلتنگي...داري فرار مي كني از نور...از نور....از نور...و نمي دوني چرا... بايد واستاد و غرق شد تو نور...اما تو داري مي ري... مي ري ....


*...نمی دونم چرا اين طوری شده...دنيايه غريبی شده...اوج بی معرفتی....همه چی بی مزه شده...بی روح...تو خالی ....(فکر کنم مشکل از خودمه که همه چی رو بی مزه می بينمو و گرنه ....)

*...نمی دونم چند وقته يه گريه درستو حسابی هم نکردم...گريه که هيچی اشک هم نريختم...
دل سنگ شده رفته پی کارش ...شديدا به يه سنگ شكن درستو حسابي نياز دارم بزنم خورد و خاكشيرش كنم...شايد صداش در بياد...اخه لعنتي يه تكون بخور ديگه...خستم كردي...همش افتادي تو يه دايره يه ذره جلو نمي ري...بابا وقت تموم شد...مهلت عاشقي گذشت تو هنوز خوابي انگار.... بي رگ ...

*...می رم بلاگ بقيه رو که می خونم می بينم بقيه دارن چه کار می کنن من دارم چه کار می کنم...حوصله لينکدادن ندارم وگرنه خودتون می ديديد...من اينجا هی چرت و پرت بنويسم... هی مزخرفات بنويسم....هی حرفايی که فقط به خودم ربط دار رو اينجا بنويسم...بعد اونا رو می بينی ... نوشته هاشونو می خونی ياد خدا می افتی....نوشته های من فکر کنم ياد شيطون هم ادمو نمی اندازه...

*...ببخشيد ايندفعه اينقدر تلخ شده...زياد جدی نگيريد...فکر نکنيد مثلا رسيدم اخر خط الان رو پشت بوم برج ميلاد واستادم و دارم اخرين وصيتامو می کنم...نه بابا...در گيريهای داخليه...از قديم بوده .. حالا چرا اينجا نوشتم اين درونياتتو خودمم نمی دونم....شايد هم تقصير اين عکس است كه اين زير گذاشتمش...اخه من خيلي از عكس و موسيقي و فيلم تاثير مي گيرم(الانه كه دوباره داغ كنما..اخه بقيه از چي تاثير مي گيرن تو از چي..خجالت نمي كشي...نه جان من خجالت نمي كشي....)...ديگه فكر كنم داريد زنگ مي زنيد تيمارستان... بد هم نيستا....يه چند روزي مي رم اونجا حال...قاطي ادما كه ادم نشدم شايد اونجا .....



*...اين مطلبو يکی برام ميل کرده بود من که نمی دونستم شما رو نمي دونم:

قبله اول كجاست؟
به راستي چند نفر مي دانند كه قبله اول كجاست؟ از چند نفر پرسيده ايد؟ شايد اصلاً لزومي به اين پرسش نباشد و به تصور تعداد فراواني از مردم، مسجد يا بقعه مدور گنبد طلايي است كه ميان حياط آن حرم الهي قرار گرفته است…
به نمايشگاه نقاشي بچه ها با موضوع فلسطين رفتيم. تقريباً در تمام نقاشي ها، اين مسجد گنبد طلايي به چشم مي خورد. به نمايشگاه كاريكاتور با موضوع انتفاضه و فلسطين رفتيم، همين طور… تلويزيون را نگاه كرديم، همين طور… از تعداد زيادي پرسيديم كه بعد از اظهار تعجب از سؤال ما، همه انگشت اشاره خويش را به طرف مسجد گنبد طلايي گرداندند و آن را مسجدالاقصي و قبله اول ناميدند. شايد ندانيم؛ ولي با اين تفكر دقيقاً در مسير يكي از برنامه ها و اهداف بلندمدت صهيونيست ها، قدم برمي داريم و آنان را در رسيدن به هدفشان حمايت مي كنيم. اين مسجد گنبدطلايي كه ما از آن به عنوان قبله اول ياد مي كنيم، مسجدالاقصي نيست. اين مسجد، «مسجد الصخره» كه نماد قدس شده است و مسجدالاقصي واقعي…

مسجدالاقصي كجاست؟
مسجدالاقصي يا همان قبله اول، در ضلع جنوبي صحن حرم قرار دارد؛ يعني دقيقاً در پشت مسجد الصخره. مسجدالاقصي ساختماني است با ستون هاي بلند و گنبد سبز كوچك…

صهيونيست ها سعي دارند با نشان دادن مسجد الصخره، ضمن انحراف افكار مسلمين به تدريج به تخريب مسجدالاقصي بپردازند، كه تا حدودي هم موفق شده اند. به عنوان مثال چندي پيش، هزاران پوستر بزرگ و با كيفيت از مسجد الصخره يا همان بقعه گنبد طلايي با سرمايه دو خاخام يهودي، ساكن آمريكا به طور رايگان بين مسلمانان و اعراب پخش شد. مسلماً نيت خيري در اين كار نمي توان يافت. در قسمت پشت مسجدالاقصي (قبله واقعي) قسمت يهودي نشين شهر بيت المقدس قرار دارد. صهيونيست ها با اين ادعا كه در زير اين مسجد، گنجي افسانه اي، متعلق به قوم يهود وجود دارد به حفاري در زير اين ساختمان مشغول شده اند و آن چنان پيش رفته اند كه هر لحظه امكان تخريب مسجد الاقصي، بيشتر مي شود.




*...اگه كسي مي دونه اينجا كجاست ادرس بده شديدا نياز دارم...مي گن برا ديوانگان هواي ازاد خوبه!.....

  
نویسنده : محمد جباری ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/۱٠/۱٥
تگ ها :