نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها

نوشته های شخصی محمد جباری؛ یک روزنامه نگار

 

...

سلام

در ادمی عشقی و دردی و تقاضايي هست كه اگر صدها هزار عالم ملك او شود نياسايد و ارام نيابد.اين خلق در هر پيشه اي و صنعتي و منصبي و و تحصيل نجوم و طب و غير ذالك مي كنند و هيچ ارام نمي گيرتند.زيرا انچه مقصود است به دست نيامده است .اخر معشوق را دلارام مي گويند.يعني كه به وي ارام گيرد.پس به غير ، چون ارام و قرار گيرد؟اين جمله خوشيها مقصودها چون نردباني است و چون پايه هاي نردبان.جاي اقامت و باش نيست،از بهر گذشتن است.خنك او را كه زودتر بيدار و واقف گردد،تا راه دراز بر او كوته شود و در اين پايه هاي نردبان عمر خود را ضايع نكند................

محمد بلخي

(اين اقا محمد رو كه يه متن ازش نوشتم مي شناسين ديگه نه؟؟؟؟؟)

  
نویسنده : محمد جباری ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٤
تگ ها :