نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها

نوشته های شخصی محمد جباری؛ یک روزنامه نگار

بازگشت گيدورا!!!

...

 

آدم بعد از چند وقت بخواد بنویسه خیلی سخته؟ نمی دونم.شاید هم آسونتره چون آدم کلی حرف داره برا گفتن و شاید هم سخت تره چون آدم همه حرف هاش تو دلش مونده و نمی دونه کدوم رو بگه...

 

من قبلا زیاد دوست نداشتم از کارم تو اینجا زیاد چیزی بگم.یعنی اصلا در مورد اینکه من جای دیگه هم می نویسم و این حرفها.چون فکر می کردم این چیزا یه جوری فاصله می اندازه بی من و کسانی که میان اینجا این نوشته ها رو می خونن.مثلا فکر می کردم شاید بقیه فکر کنن من دارم کلاس میذارم که می گم در فلان روزنامه مطلبم چاب شده و... ولی الان دیگه تو روزنامه نوشتن شده شغلم و کارم. آدم از کارش حرف بزنه که دیگه کلاس گذاشتن نیست هست؟

 

خودم هم تو این چند وقت خیلی فرق کردم. خیلی یعنی اگر کسی بعد آز چند وقت من رو ببینه تعجب می کنه. البته اونها از ظاهرم تعجب می کنن:" بابا حسابی تریپ متاهلی زدیا!!" حالا این از ظاهره که مردم می بینن. باطن رو هم که خودم خبر دارم و..

 

الان هر کسی از من بپرسه ازدواج خوبه یا نه فوری بهش می گم خیلی خوبه! البته بعضی ها فکر می کنن الکی می گم یا به قول خودشون می خوام اونها رو هم تو دام بیندازم! ولی تا الان که ده ماه و 15 روز از ازدواج ما می گذره و هفت ماه و 4 روز از زیر یک سقف زندگی کردن که هنوزخدا رو شکر تو اعتقاد خودم هستم که آدم باید زود ازدواج کنه.البته شرط و شروط زیادی داره ها. وگرنه هول هولکی ازدواج کردن هیچ هنری نیست.اگه بخوام تند بگم مثلا شرطهاش چیه اول از همه توکله و آخر از همه هم توکل.یعنی همه اش توکله! البته توکل درست و حسابی که با همه چی همراهه.یعنی خودت رو خوب شناخته باشی طرف مقابل خوب شناخته باشی  از زندگی مشترک و دو نفره یه چیزایی سرت بشه بدونی باید تو زندگی مشترک یه کم از "من" بودن و خودپسندیت کم کنی و به فکر زندگیت باشیو خلاصه هزار چیز جور وا جور دیگه که همه اش رو رعایت کنی اونوقت توکلت معنی پیدا می کنه.راستی یه چیز مهم یادم رفت برا آقا پسرا اون هم کاره.منظورم پول داشتن نیست.کار داشتن.مهم هم نیست حقوقت چقدره و از این حرف ها.مهم اینه که سر کار ثابت رفته باشی و محیط کار رو تجربه کرده باشی و خلاصه از قدیم هم گفتن کاره که مرد رو می سازه.شخصیت مرد رو شکل می ده........خیلی حرف زدم.فعلا بسه.ادامه نصیحت های پدر بزرگانه برا دفعه بعد!

 

این فیلم بیل را بکش را تا برنداشتند برید ببینید.الان سینما فرهنگ اگه اشتباه نکنم سانس ساعت 9 شب داره.اگر هم رو سی دی و مونیتور و صفحه تلویزیون دیدید اصلا حساب نیست. این فیلمیه که فقط باید تو سینما و رو پرده بزرگ و با صدا و تصویر عالی ببینید تا بفهمید چه فیلم شاهکاریه و بفهمید فیلم دیدن در تاریکی سالن سینما خیلی فرق داره با فیلم دیدن تو خونه. تفاوت از زمین تا آسمون هم بیشتره. البته بگم این فیلم پره از صحنه های رزمی و بکش بکش و خونریزی ولی خشونتش با بقیه فیلم ها خیلی فرق داره . چون کارگردانش یکی از کارگردان های شوخ و شنگ آمریکیییه که دیدن فیلم هاش به آدم حسابی انرژی می ده و کلی هم می تونین بخندین و اسمش هم کویینتین تارانتینو...فعلا حرف بسه و یک تصویر از این فیلم رو ببینید و خدا حافظ!

 

 

 

 

  
نویسنده : محمد جباری ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٢٠
تگ ها :