زلزله

این اصل یادداشتی است که این هفته در همشهری جوان چاپ شد؛ یادداشتی با عنوان «اگر زلزله می آمد، شهید مطهری چه کار می کرد؟» که با تغییرات ریز و درشتی بالاخره راهی این شماره شد.

 

زلزله آمد. درست دقایقی بعد از اینکه در تریبون های رسمی اعلام شد، به زودی در تهران زلزله می آید و لازم است مردم از گناهان خود توبه کنند، زلزله آمد. پس لرزه هایش شدیدتر هم شد، وقتی از تریبون های رسمی درباره ارتباط زلزله و دیگر بلاها با افزایش گناه در سطح جامعه گفته شد. پس لرزه هایش هنوز هم ادامه دارد. شاید آن را حس کرده باشید، شاید هم حس نکرده باشید. لازم هم نیست شما آن را حس کرده باشید ولی شاخک های حسی فرهنگی- مذهبی ما متوجه زلزله چند ریشتری فرهنگی- مذهبی در دل بخشی از جوان ها شدند؟ هیچ ارتعاشی را ثبت کردند؟ متوجه شدند در بخشی از فضای مجازی مان، چه هجوم همه جانبه ای به «ارتباط زلزله با افزایش گناه» شد؟ متوجه شدند که به خاطر صحبت های بالا، سیلی از شبهات وارد فضای فکری بخشی از جوان ها شد؟ خبر دارند در همین چند روز مطالب بیشماری در قالب های مختلف (یادداشت، طنز، اس ام اس و ...) درباره این حرف ها در فضای مجازی و غیر مجازی تولید شده؟ اگر این شاخک ها متوجه هیچ چیز نشده اند که هیچ، اگر هم شده اند پس چرا هیچ و دقیقا هیچ واکنشی از خودشان نشان نداده اند؟ چرا مثلا تلویزیون در برنامه هایش مستقیم یا غیر مستقیم به این مساله نپرداخته است؟ واقعا این نهادها و شاخک های بی احساس شان خبر ندارند کهاین ماجرای ارتباط زلزله و گناه و شبهات وارد شده به آن، بخشی از باورها و اعتقادات آدم ها را تحت تاثیر قرار می دهد؟ متوجه نیستند که با این اتفاقات اعتقاد بخشی از جوان ها به تاثیر حالات معنوی و مذهبی در زندگی واقعی و مادی کمرنگ تر و کمرنگ تر می شود؟

من کارشناس دینی نیستم و درباره ارتباط مستقیم زلزله و گناهانی مثل زنا نمی توانم نظری بدهم. ولی اعتقاد محکمی به تاثیر حالات روحی و معنوی آدم ها در زندگی شان، شهرشان و جامعه شان و همه کارهای شان دارم و یه همین خاطر از این زلزله پیش آمده در دل بخشی از جوان های مان می ترسم. می ترسم بخشی از جوان ها اعتقادشان به تاثیر گناه در حال و روزشان ضعیف تر شود، می ترسم دل های جوان هایی مثل من با این شبهات بلرزد و تکیه گاه های روحی شان به خدا سست شود و دیگر هیچ کس نتواند ساختمانهای ویران شده دل آنها را ویران کند. چرا کسی نگران این زلزله نیست؟

 اگر همه کارشناسان دینی مان بی چون و چرا اعتقاد به درستی این مساله دارند که خب، پس چرا بیکار نشسته اند؟ چرا هیچ کس آستین ها را بالا نمی زند و وارد میدان شبهات، نمی شود تا این زلزله بیشتر از این قربانی نگیرد؟ اگر هم این ماجرا- چه خودش، چه نوع مطرح کردنش و دیگر حاشیه هایش- ضعف هایی دارد، چرا هیچ کس برای حفظ دین مردم وارد میدان نمی شود که بگوید مثلا چرا این حرف ها را اولین بار یک فرد اجرایی و نه یک کارشناس دینی گفته است؟ آیا ظرفیت مناسب برای گفتن این حرفها در جامعه وجود داشته است؟ آیا هر حرفی را که مثلا در یک جمع مذهبی، در یک مسجد، در یک جلسه اخلاق، در یک محفل عرفانی گفته می شود، باید از پشت تریبون اعلام سراسری کرد؟ آیا به مقدمات طرح این بحث در جامعه فکر شده بوده؟ آیا با این فرض که نیت گویندگان این جملات شوک به جامعه و اصلاح اخلاقی مردم بوده، این اتفاق افتاده است یا زمینه برای حمله به تاثیر مذهب و خدا در زندگی روزانه مان آماده شده است؟ آیا قبل از گفتن این حرف ها، فکری برای مقابله با پس لرزه های احتمالی آن در زندگی مذهبی جامعه مان و  راه های مقابله با تاثیرات و شبهات احتمالی آن شده بود؟ و ده ها سوال دیگر...

شاخک های حسی مذهبی فرهنگی مان کجا هستند تا این زلزله های مذهبی اعتقادی را ثبت کنند و برایش فکری کنند؟ شهید مطهری های زمان ما کجا هستند تا در سی و یکمین سالگرد شهادتش، به جای شرکت در همایش ها و سخنرانی های فرمایشی، مطهری وار عمل کنند و برای حفظ دل جوان ها از این زلزله ها، وارد میدان شوند؟

 

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه سعیدیان

سلام خونده بودم یادداشت رو و در جوابش وقتی مجله رو یم خوندم محکم زدم رو دستم همین[گل]

اسم نمي ذارم مثل هميشه... مثل هميشه تو اين فكرم كه تو چت شده و كجايي .... مثل هميشه با نوشته هات موافقم....

سوده

چه عجب ازین ورا؟؟؟؟

لی‌لا

من شاید جوابتو بدونم... مساله دو ور داره یه ورش کاملن سیاسیه که بهش کاری ندارم یه ورش که بحث توئه و منم منظورمه بحث اعتقادیه تو فکر نمیکنی که یه اعتقادی وجود داره که اگر گناه زیاد بشه اگر کفر زیاد بشه اگر پلیدی و بی اعتقادی زیاد بشه یه کسی ظهور میکنه؟ و فکر نمیکنی درست ممکنه به همین دلیل این سکوت خوشگل مخملی وجود داره؟ چیزی که من ازش مطمئنم اینه که اگر اینجوری پیش بره قطعن لائیک از دنیا میرم.

.:: ۞ امیرجلال الدین ۞ ::.

آپ کنید اینجا را لطفا ! حساب کردم هر روز به 47 وبلاگ سر میزنم ، از آن 47 تا حداقل 10 تایشان به روز شده اند . اگر مطلب جا داشته باشد مثل همین یادداشت شما برای 200-300 کلمه ای کامنت میگذارم . کلا این که آپ کنید ما هی نیاییم و همین زلزله را ببینیم و باز یاد «خواهرم حجابت را» وبلاگ خانم نعمت بیفتیم و برویم آنجا را باز ببینیم که مطلب جدیدی هست یا نه و بعد یادمان بیاید که بالاخره افتخاری از آقای رضوی شکایت کرد یا نه و برویم وبلاگشان و ببینیم مثل وبلاگ آقای جلیلی عشقولانه شده و به کار ما نمی آید و بعد از حرف زدن با آقای حاجی پروانه در فیس بوک سراغ وبلاگشان برویم ببینیم هنوز نوشته اند "یعنی تمام ؟" و تمام هم نمیشود و کاهنو سیستم تعیین PR گوگل هی به وبلاگ مردم لینک شویم و آخر بیاییم اینجا ببینیم باز شما نوشتید :"زلزله"

رامین

آقای جباری درود ! من خیلی وقته از خوانندگان همشهری جوان و بالطبع نوشته های شما هستم . در مورد این یادداشت شما هم خیلی دلم می خواست نظرم رو با شما در میون بذارم و خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم . آقای جباری ! من بر خلاف شما که از قضیه ی انعکاس مردم نسبت به این قضیه ناراحتید یا لااقل خشنود نیستید بسیار خوشحال و مشعوفم ... خوشحال بدین سبب که می بینم شاخک های خرافه باوری و بیخردی مردم ما که پیشترها هر مزخرف مغایر با خردی را به راحتی می پذیرفت اینک خشک شده و از کله ی آنها افتاده و به جایش شاخک قدرتمندی سبز شده به نام خردورزی و خرافه ستیزی ... شاخکی که به راحتی به آنها اجازه می دهد سخن خردورزانه و عقلانی را از باورهای پوچ و غیر علمی و غیر کارشناسی تمییز بدهند و با شجاعت به ریش آن ها هم بخندند که این خود نشانه ای بسیار خوب از پیشرفت و تکامل جامعه ی ماست به سوی ترک خرافات و رویکرد به خرد ورزی . این سخن که گناه زلزله می آورد خرافه و موهوم و چرند است و فرقی هم نمی کند که گوینده ی آن کیست . ما به گوینده نگاه نمی کنیم بل که به سخن می نگریم ... ( انظر الی ماقال و لاانظر الی من قال ! ) سخنی که عقلانی باشد را

رامین

ادامه : این سخن که گناه زلزله می آورد خرافه و موهوم و چرند است و فرقی هم نمی کند که گوینده ی آن کیست . ما به گوینده نگاه نمی کنیم بل که به سخن می نگریم ... ( انظر الی ماقال و لاانظر الی من قال ! ) سخنی که عقلانی باشد را می پذیریم حتی اگر گوینده اش کودکی خردسال باشد اما سخن خرافی و مغایر با خرد را نمی پذیریم حتی اگر قائلش القابی همچون معصوم و حتی بالاتر را یدک بکشد . در مورد مرحوم مطهری هم نگران نباشید که به نظرم اگر فی المثل معصومی می گفت که ایستاده خدو انداختن فلان فایده را دارد این آقا در این باب رساله ای می نگاشت با نام : " حکمت ایستاده خدو انداختن " ! کما این که از این قبیل رساله های در حکم ماله کشی از این فیلسوف عالی قدر کم نداریم . مایل بودید حاضرم خیلی دقیق تر با شما بحث کنم ولی برای اولین یادداشتم بیشتر از این دردسر نمی دهم . بدرود

آئوليه

"آئوليه سلام یه وبلاگ نورسیده داریم [لبخند] http://aolih.blogfa.com"

.:: ۞ امیرجلال الدین ۞ ::.

سلام . آپدیت کردم . ممنون میشم سر بزنید نظرتون رو بگید (مخصوصا در مورد پست قبل از این جدیده (اهل تهرانم ...) ) خودتون هم زود به زود آپ کنید ، حوصله مون سر رفت از بی مطلبی . خدانگهدار شما