بدون دخترم هرگز؛ نسخه شماره 2

1. کدام یک از این 2 عکس را می پسندید؟ (عکس ها مربوط می شود به آمدن مادران سه آمریکایی به ایران؛ اولی در فرودگاه و دومی در هتل استقلال. حتما خبر دارید که این سه آمریکایی مدتی پیش داخل مرزهای ایران به جرم جاسوسی دستگیر شدند.)

 

2. چادر حس خوبی برای ما(١) دارد؛ مخصوصا چادر مشکی. خاطره ها داریم از چادر مادرها و مادربزرگ های مان. ما در این روزهای پیچیده و سخت، در این روزگار شک و تردیدها و زلزله های عقیدتی، وقتی بر سر بخشی از دختران شهرمان چادر مشکی می بینیم، وقتی سر کار، در مدرسه و دانشگاه همچنان چادر می بینیم، دل مان انرژی می گیرد؛ دلمان امیدوار می شود. وقتی در روزهای داغ تابستان، بخشی از دختران جوان  شهرمان* بی خیال آسفالت های داغ شهر، چادر را پرچم ایستادگی روی اصول شان می کنند، گرمای شهر را فراموش می کنیم. چادر حس خوبی برای ما دارد. چادر مشکی حس سفیدی برای ما دارد.

3. چادر حس خوبی برای آنها(٢)ندارد. آنها فکر می کنند چادر نشانه ای از دربند بودن زنان ایرانی است؛ مخصوصا از نوع مشکی اش. آنها سفیدی باطن چادرهای مشکی دختران ایرانی را درک نکرده اند. آنها انتخاب آزادانه چادر به عنوان حجاب را نمی فهمند و همه چیز را از دریچه دین متعصبانه طالبانی می بینند. آنها «بدون دخترم هرگز» می نویسند و می سازند و چادر مشکی را می کنند نمادی از زندانی بودن شخصیت زن اول فیلم  در ایران؛ چادر را می کنند نمادی از دختران عقب مانده، دختران اسیر و نبود آزادی و هزار چیز دیگر.

4. 3 مادر آمریکایی برای ملاقات فرزندان شان به ایران می آیند و در فرودگاه با چادر و مقنعه روبروی دوربین های خبرگزاری های مختلف قرار می گیرند و عکس های شان به همه جای دنیا فرستاده می شود. چند متر آن طرف تر خانم سفیر سوییس در ایران با شال و مانتو به استقبال این سه مادر آمده ولی خبری از او در عکس ها نیست.

5. اگر این 3 مادر خودشان ناآگاهانه به خاطر همان تصور غلط از ایران و حجاب، چادر و مقنعه بر سر کرده بودند، باید پیش از روبرو شدن با عکاس ها، لباس مناسبی به آنها هدیه می دادیم. اگر آگاهانه و به قصد نشان دادن تصویر نادرستی از ایران، این کار را کرده بودند، باید زودتر متوجه نقشه شان می شدیم و فکری می کردیم. اگر هم همه چیز به کج سلیقگی یک نفر برمی گردد، باید ...

6. هیچ وقت برای جلوگیری از ضرر دیر نیست. خدا را شکر هنوز آدم های خوش فکر پیدا می شوند تا در دومین رودرویی این 3 مادر با خبرنگارها و عکاس ها، تصویر نادرست قبلی را پاک کنند. ای کاش می شد عکس شماره یک را برای همیشه از تاریخ این اتفاق پاک کرد. 

(١) این ما می توانست من باشد، اما فکر می کنم این حس، حداقل حس جمعی بخشی از نسل ماست، نیست؟

(٢) آنها یعنی همه غریبه هایی که از راه دور، از کشورهای خودشان فرهنگ ما را قضاوت می کنند یا دوست دارند این گونه فرهنگ ما را به دیگران نشان دهند

/ 8 نظر / 16 بازدید
محدثه

سلام ای ول! دمتون گرم... خیلی حال کردم با این یادداشت خدا ناصرتون باشه

ریحانه الهی

سلام می خواستم درباره این یادداشتبرایتان نامه بنویسم که نشد. اما حالا همین جا می گویم: آقای جباری یکجا گفته‌اید:"چادر حس خوبی برای ما دارد؛ مخصوصا چادر مشکی. خاطره ها داریم از چادر مادرها و مادربزرگ های مان. ما در این روزهای پیچیده و سخت، در این روزگار شک و تردیدها و زلزله های عقیدتی، وقتی بر سر بخشی از دختران شهرمان چادر مشکی می بینیم، وقتی سر کار، در مدرسه و دانشگاه همچنان چادر می بینیم، دل مان انرژی می گیرد؛ دلمان امیدوار می شود. وقتی در روزهای داغ تابستان، بخشی از دختران جوان شهرمان بی خیال آسفالت های داغ شهر، چادر را پرچم ایستادگی روی اصول شان می کنند، گرمای شهر را فراموش می کنیم. چادر حس خوبی برای ما دارد. چادر مشکی حس سفیدی برای ما دارد." این حرف شماست؟!؟ یعنی وقتی امثال بنده را می بینید انرژی می گیرید؟!؟وقتی با چادر مشکی هستیم، انرژی می گیرید؟!؟ همین! واقعا همین؟!؟! فکر نمی کنید باید این حس خوب را، اگر واقعا خوب است توسعه داد؟! اطرافیان را تشویق و ترغیب کرد؟ نمی خواهم در زندگی شخصیتان دخالت کنم و بگویم که چند نفر از اعضای خانواده تان چادری هستند؟!(بحث جوان هاست) حداقل تحریریه را که دید

ریحانه الهی

ادامه اش: حداقل تحریریه را که دیده ام. به چند نفر تا بحال تذکر داده اید؟ چند تا مطلب در دفاع از چادر ، نه همان حجاب نگاشته‌اید؟! چقدر سعی کردید با بی حجاب ها بخاطر عدم رعایت موازین اسلامی،‌برخورد کنید؟ چقدر تا بحال از ژادری ها دفاع کردهاید؟ و... هزاران ژرسش بی جواب که ... نمی دانم دیگر چه می شود گفت! ملتمس دعا

نجم و نصر

با حرفهای خانم الهی موافق نیستم .همین که شما مثل خیلی های دیگه خجالت نکشیدید و این جسارت را داشتید که درباره اش بنویسید مارا بس.اجرتون با... یاعلی

mohadeseh

سلام...چقدر خوب که یه محدثه ی دیگه هم نظر گذاشته... من خیلی با مطلب اون روزتون حال کردم... من خودم یه چادری پایبندم... واقعا حرف دل ما رو زده بودین... سیاهی چادر ما مثل سپیدی دلمونه...اما بعضی ها واقعا دلشون سیاه شده و این سپیدی رو نمیبینن... واقعا ناراحت کننده است این همه نفاق و تظاهر و دورویی توی ایران...اصلا دوس ندارم ایرانم اینطور باشه که بخاطر چادرت بهت متلک بگن... این متلک ها اتفاقا منو بیشتر دلبست به چادر میکنه... وقتی میبینم آدمای ناپاک از سیاهی چادرم حزصشون میگیره خوشحال میشم... از اینکه کسی توی تاکسی.بیرون.مغازه.پارک و یاهر جای دیگه ای نمیتونه منو اذیت کنه خوشحالم... خیلی خوشحالم آقای جباری و بیشتر از اون اینکه یه مرد تونست احساس ما رو درک بکنه... سرزنده و سلامت باشین همیشه.

از یک مادر به خانوم ریحانه الهی

وقتی اینها رو می نوشتین، به این هم فکر کردین که چقدر زننده است یه آقا بیاد به یه خانوم تذکر بده؟ اگه احیانا شما خودتون چادری نبودین می پذیرفتین یه آقایی توی خیابون، تاکسی، محل کار یا هر جای دیگه براتون تعیین تکلیف کنه؟ مگه اصلاح کردن جامعه اینجوریه؟ پیامبر(ص) که خدا واسه هدایت مردم مبعوثش کرده بود می دونید چطور حجاب رو مطرح کردند؟ می دونید چطور شراب رو حرام اعلام کردند؟ طی چندین مرحله...با زبان لین ... بهتره اینقدر تند برخورد نکنید!

...

به كل قضيه كه چقدر چرند بود كاري نداريم... ولي به عنوان يك زن خدمتتون عرض ميكنم كه اگر من هم در گرماي تابستون با تيشرت سفيد آستين كوتاه توي خيابون شلنگ تخته مي نداختم و دختراي چادري رو ديد ميزدم حتما برام جالب بود... خب وقتي كه مثل يه آشغال داخل كيسه زباله مشكي نباشي نگاه كردن به كيسه زباله همچينم نفرت انگيز نيست... چه بسا كه دختره بر و رويي هم داشته باشه... واقعا كه... حالتون از خودتون به هم نميخوره جدا؟ چادر اگه نشونه اجبار و اسلام طالباني نيست نشونه چيه؟ كدوم آدم عاقلي به خواسته خودش ميره داخل گونيه سياه كه از گرما بپزه و دهنش صاف شه؟ خدا شفاتون بده.. هم شما رو هم كسايي كه انتظار دارن دل سپيدشون رو به جاي چادر سياهشون ببينيم و لابد دل سياه ما غير چادري ها رو...

محدثه بیات

خانوم الهی این چه حرفیه که میزنید! اولا ما آشغال نیستیم که بخوایم بریم تو کیسه زباله! دوما شما که این چیزا حالیتون نمیشه و در مغز و فهم شماها و امثال شما نمیگنجه پس کاری به کار ما نداشته باشد!