...

CD0120-0137.jpg
*...سالهاي زندگي تو مهم نيستند ، زندگي سالهاي تو مهمند.


*...گاهي وقتا تو بد اوضاع خفني گير مي كني. هر چي بد بياري بگي به سرت مياد. دير از خواب بلند مي شي.موهاتو هر جور شونه مي كني صاف نمي شه!شلوارت يه طرف مي ره پيراهنت يه طرف!بند كفشت هي باز مي شه.اتوبوسا شلوغن.ماشين گيرت نمياد. تو ترافيك گير مي كني. راننده ماشين نا نداره رانندگي كنه.تو راه تصادف مي كني.سر كرايه با راننده دعوات مي شه .مجبور مي شي پياده بري. دير سر كلاس مي رسي . استاد سر دير اومدن هر چي دلش مي خواد بهت مي گه. سر كلاس خودكار و مداد و كاغذ كلاسور يادت رفته بياري.سر كلاس چند تا سوتي چهار ستاره ميدي. استاد هر چي تيكه بلده سرت خالي مي كنه و...اينا هيچ كدوم نمي تونه خم به ابروت بياره اگه...اگه فقط صبحي چشاتو كه باز كردي فقط يه نفر به يادت اومده باشه. اصلا شب فقط به ياد اون خوابيده باشي و صبح هر جارو كه نگاه مي كني فقط اونو ببيني.فقط اونو مي بيني كه داره بهت چشمك مي زنه . چشمك مي زنه و داره بهت
...حيف كه چشات بد جور خواب الودن وهيچ جا رو نمي بينن حتي اونو...

ShowLetter.jpg
*...يه جوون دانشجو كه به يه دختر از همكلاسياش دل بسته بود وقتي جواب رد شنيد شبونه جلو خونه دختره خودشو اتيش زد و مرد...جوون 19 ساله اي چون جواب منفي شنيد به بالاي
تير چراغ برق رفتو تهديد كرد خودش مي كشه....يه دختر جوون مي خواست خودشو از طبقه يازدهم يه برج به پايين پرت كنه تا راحت بشه...

بد وضعي شده .خيليا بريدن.تا به يه مانع بر خورد مي كنن سريع به فكر كشتن خودشونن. به جايه مقاومت به جايه مبارزه.مي دونم اين حرفا بوي شعار مي ده اما... مشكل اساسي اكثر جوونا (از جمله خودم) نبود اون عشقه است كه به ادم روح ميده .قدرت ميده تا بمونه .تا زندگي رو با همه سختياش تحمل كنه. بمونه به خاطر ديدن اون دو تا ياكريم كه هر روز رو ديوار خونه شون مي شينن و انگار از ديدن هم سيري ندارن. به خاطر خوردن يه ليوان چاي داغ تو زمستون
به خاطر گريه كردنايه لحظه هاي تنهايي...ما عشقو گم كرديم. خدارو به همين راحتي از دست داديم.راز ونياز با اونو با هزار تا چيز رنگ و وارنگ عوض كرديم.دلمونو خوش كرديم به يه چيزايه الكيو وقتي از دستشون ميديم فكر مي كنيم اخر زندگيه....بابا خدا زنده است. تا خدا زنده است اينقدر چيزايه قشنگ تو دنيا هست كه نگو.باور نداري. از همين الان يه نگاه به دور و برت بنداز...

*...يه بچه 8 ساله تو بارندگيهايه اخير تو يكي از جوباي تهران افتاد و اب بردشو مرد.
> به همين راحتي با اهمال كاريايه مسئولاي محترم يه خونواده رو داغدار مي كنن عين خيالشونم نيست.اهاي مسئولان محترم ! بابا يه بچه پاك معصوم مرده. حاليتونه؟ يه ادم نه يه
چوب خشك ...كي مقصره؟...

*...بعد از كلاس يكي از بچه ها اومد پيشم بهم گفت:اقا ميشه با مامانم صحبت كنين برام يه سگ بخره.من كه كمي تا قسمتي چشمام داشت از حدقه در مي اومد گفتم چي چي بخره؟ گفتش :اقا سگ بابام موافقه ها. مامانم مخالفه منم قول ميدم شاگرد اول شم.چپ اندر قيچي يه نگاهي بهش كردمو موندم چي بهش بگم... شما جاي من بودين چي مي گفتين بهش؟..

*.. اين شعره شاهرخ(دوستم) داده اينجا بنويسم:

از كه پنهان كنم اين راز دل خسته خويش
از بهاران كه مرا رسوا كرد
از نسيمي كه پيام اور توست
از شعري كه دارد از تو وعشق تو صد گونه نشان
از خدايي كه خودش مي داند ،عشق وحشي تر از ان است كه پنهان ماند؟

*...فعلا خدا نگهدارتون...

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريا

سلام ...... چی بکم ..والله .. هيچی ما ديگه درست نيست .. نه عشقامون ..نه خواسته هامون ...نه مديريتمون ... .. شعر زيبايی بود .. عشق رو نميشه پنهان کرد

امير

سلام. از لطفتون ممنونم.... و همين هايي كه قبلي ها گفتن! يا علي.

shahrokh

محمدم سلام.اصلا فکر نميکردم بتونی اينقدر راحت منو ضايع کنی....دستت درد نکنه

الهه

سلام.... باز هم از لطفتون ممنون.البته اون مطلب برای برائت از عشق نبود برای زنده نگه داشتن عشق برای من بود.

سکرتر

۶ خط اول متنت درست شرح حال خيلی از روزای من بود.... بعدشم خواستم بگم امروز ديگه به من سرنزن آخه يه مطلب طولانی درباره ردوندو نوشتم!

ali

......ما می بينيم و کاری از دستمون بر نمياد.اوضاع عجيبی است

shahrokh

ميگم با اينکه با اصل حرفت مشکلی ندارم ولی با نحوه گفتنش دارم!!!زاهدی در سماع رندان بود...زان ميان گفت شاهدی بلخی...گرملولي ز ما ترش منشين...که تو هم در ميان ما تلخی......حق يارت و دوستت دارم

gholi

مرحوم ننه مون مي گفت...سپلشت ايد وهشت ايدو مهمان برسد ....خاله از قم برسد عمه ز کاشان برسد

shahrokh

بابا کی اپديت ميکنی؟